مرتضى مطهرى

334

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىشود يعنى حالتش تبديل به ضد خودش مىشود . مثالى كه هگل گفته - كه بعد هم اينها تعقيب كردند - همين مثال بوده ( تبديل آب به بخار ) . بعد آمدند اين مثال را در جاهاى ديگر ، در مسائل سياسى و در مسائل اقتصادى پياده كردند . دكتر ارانى در جزوهء ماترياليسم ديالكتيك كوشش كرده مثالهاى زياد ديگرى هم [ ذكر ] كند و از جمله اين كه يك چيزى هم قدما هميشه مىگفتند : « الشئ اذا تَجاوَزَ حَدَّهُ انْقَلَبَ الى ضِدِّهِ » يعنى هر چيزى اگر از حد خودش تجاوز كند به ضد خودش منقلب مىشود ، به ضد خودش برمىگردد . اينها هم عيناً همين حرف را مىزنند . 2 . سرمايه دارى ماركس كه اين مثال را در امور اقتصادى پياده كرده ، گفته است مثلًا سرمايه دارى يك پديده است . ابتدا به صورت كمّى تغيير مىكند ، يعنى به تدريج رو به ازدياد مىرود . البته مىگويد سرمايه كه از زمين نمىجوشد ، از آسمان هم نمىجوشد ، حاصل دسترنج كارگر است كه ارزش اضافى كارِ اوست . به عقيدهء او صد در صد از راه دزدى ، سرمايه دارى تدريجاً ازدياد كمّى پيدا مىكند يعنى فزونتر مىشود . پى درپى سرمايه بيشتر مىشود و پى درپى استثمار كارگر هم رو به فزونى مىگذارد . تا مدتى اين تغيير ، كمّى است ، مثل آبى كه درجه حرارت آن بالا مىرود . از يك طرف مقدار سرمايه بالا مىرود ، از طرف ديگر استثمار كارگر و نارضايى كارگر بالا مىرود ؛ يك درجه بالا مىرود ، دو درجه ، سه درجه ، . . . آن از آن طرف قوس صعودى طى مىكند ، اين از اين طرف قوس صعودى طى مىكند . ولى اين نمىتواند تا بىنهايت پيش برود . به يك مرحله كه مىرسد ، مىشود مرحلهء انفجار . مرحلهء انفجار مرحلهء انقلاب است . مىرسد به آنجا كه اوّلًاخود سرمايه دارى از نظر اقتصادى ديگر قابل توجيه و قابل بقا نيست يعنى نمىتواند باقى بماند ، يعنى خودش براى خودش صرف نمىكند . به يك حدى مىرسد كه خودش ايجاد بحران مىكند ، سرمايه دارى در درون خودش دچار بحرانها مىشود . مثال به بعضى از بحرانهاى تاريخى مىزند . بعضى بحرانها را هم پيش بينى مىكند ، كه آنها واقع نشده . از طرف كارگر هم منجر به انقلاب مىشود . مثل آبى كه يك مرتبه تبديل به بخار مىشود ، از يك طرف نظام سرمايه دارى دچار بحران مىشود و از طرف ديگر كارگر هم انقلاب مىكند ، دگرگون مىشود . يك وقت مىبينيد سرمايه دارى تغيير ماهيت داد ، نظام اقتصادى جديدى مىآيد كه نظام سوسياليستى است . 3 . دموكراسى لنين مثال ديگرى در دموكراسى پيدا كرده ؛ گفته است كه نظام اقتصادى بورژوازى به دنبال خودش